جستجو
مطالب
 
 
 
 
 
سبد خرید

 
آنالی
ایجاد قوانینی برای کودکان در سنین مختلف
ایجاد قوانینی برای کودکان در سنین مختلف
 
ایجاد قوانینی برای کودکان در سنین مختلف١٣٩٤/٠٩/١٠

وقتی کودکی نوپا عمداً ظرف غذای خود را روی زمین می‌اندازد و یا بچه‌ای بزرگ‌تر برای یک داستان بیشتر شنیدن قبل از خواب چانه می‌زند، به نظر می‌رسد آنان می‌خواهند از مرزهای مشخص شده ما عبور کنند. عجیب نیست که بسیاری از والدین از تعیین و اجرای محدودیت و قوانین برای کودکان دلسرد شوند.
چهارچوب داشتن و اجرای قوانین تنها باعث تربیت ساده‌تر کودکان نمی‌شود، بلکه قانون داشتن کاری لازم است. تلاش برای افزایش مسئولیت‌پذیری کودکان بدون داشتن حدود و قوانینی متناسب سن آنها بی نتیجه است. این قانون‌ها نه برای سخت گرفتن به کودکان، بلکه برای شکوفا کردن و پرورش دادن آنهاست.
·        قوانین کودکان را برای جهان واقعی آماده می‌کنند: قانون‌ها چهارچوبی را مشخص می‌کند. به این ترتیب کودکان متوجه می‌شوند که چه انتظاراتی از آنان وجود دارد و اگر خود را تطبیق ندهند چه اتفاقی می‌افتد. داشتن قوانینی مانند « دعوا کردن ممنوع است» یا « اسباب بازی‌ها قبل از خواب باید جمع شوند» و گفتن عواقب شکستن هر قانون به کودکان کمک می‌کند تا خود را با شرایط جدید تطبیق دهند.
·        قانون‌ها به کودکان یاد می‌دهند که چگونه اجتماعی باشند: بعضی از قانون‌ها در واقع اصول اولیه رفتار پسندیده هستند. مثلاً گفتن کلمه «لطفاً» هنگام درخواست چیزی نمونه‌ای از این قانون‌هاست. داشتن راهکارهای اینچنینی در خانه کودکان را هم در جامعه محبوب می‌کند و هم راه صحیح رسیدن به خواسته‌هایش را به او می‌آموزد.
·        قانون‌ها قدرت پیش‌بینی به کودک می‌دهد: بعضی قانون‌ها به کودکان کمک می‌کند که پیش‌بینی کنند. مثلاً جملاتی مانند « قبل از غذا دستت رو بشور» یا «موقع رد شدن از خیابون دستم رو بگیر.» از این قبیلند. بچه‌ها کوچک هم وقتی می‌دانند که قرار است چه اتفاق بیافتد، راحت‌تر خود را تطبیق می‌دهند.
·        قانون‌ها باعث می‌شوند که بچه‌ها احساس شایستگی کنند: قوانین شفاف باعث می‌شوند که کشمکش‌ها ایجاد نشوند. چرا که کودکان نیاز ندارند برای کشف خطوط و مرزهای شما دست به کار شوند. البته این بدان معنا نیست که آنها قوانین را برای آزمودن جدیت شما در اجرای آن نخواهند شکست.
·        خطوط قرمز کودکان را بیمه می‌کنند: قدرت و آزادی زیاد برای بچه‌ها ترسناک هم هست. آنها همیشه به شما نیاز دارند تا راهنمایی شوند. برای مثال وقتی کودکی بی دلیل شبانه از اتاقش بیرون می‌آید، بجای در آغوش کشیدنش او را به اتاق برگردانید. اگر لازم است به او گوشزد کنید که تکرار این کار با یک جریمه همراه خواهد بود. مثلاً فردا شب باید زودتر بخوابد.
اما این را به یاد داشته باشید که درباره ایجاد قوانین بیش از حد سختگیر نباشید. ایجاد خطوط قرمز فراوان بدون منطق معمولاً نتیجه عکس می‌دهد. برای مثال نمی‌توان از یک کودک پیش دبستانی انتظار داشت که هیچ وقت داخل خانه ندود.
سعی کنید وقتی قوانین را مشخص می‌کنید، سن و توانایی کودکتان را هم در نظر بگیرید. داد زدن یک کودک که تازه حرف زدن را یاد می‌گیرد، تا حدودی طبیعی است. اما مطمئناً انتظارات از یک کودک پیش دبستانی بیشتر است و باید هم چنین باشد.
سعی کنید که تعداد قانون‌ها کمتر باشد و قابل درک. به یاد داشته باشید که قاطع بودن در اجرای قانون به معنای غیرمنعطف بودن نیست. برای مثال این یک قانون منعطف است که در عین حال با قاطعیت قابل اجراست: « اگر برای شام دیر کنی، نمی‌تونی پیش‌غذا بخوری.» می‌توانید دلیل خود را هم به او شرح دهید.
بهتر است قوانین را روی کاغذ یا چیزی شبیه آن در جایی که همه ببینند نصب کنید. کودکان معمولاً حافظه و قدرت درک بصری بیشتری دارند. این کار از تکرار شفاهی یک قانون بسیار موثرتر است.